یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

حضرت آیت‌الله جعفر سبحانی با تشریح جایگاه دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد(علیه‌السلام) در تربیت انسان کامل، این دعا را مجموعه‌ای ارزشمند برای پرورش معرفت الهی، اخلاق حسنه و ارتقای مراتب ایمان و یقین دانستند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه،حضرت آیت‌الله جعفر سبحانی در نخستین درس اخلاق سال تحصیلی جدید که در مسجد مؤسسه امام صادق(علیه‌السلام) قم برگزار شد، با تشریح جایگاه دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد(علیه‌السلام) در تربیت انسان کامل، این دعا را مجموعه‌ای ارزشمند برای پرورش معرفت الهی، اخلاق حسنه و ارتقای مراتب ایمان و یقین دانست و با تبیین فرازهای آغازین آن، به جایگاه صلوات بر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مراتب سه‌گانه یقین و ویژگی‌های انسان‌های متقی پرداختند.

* دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

معظم له افزودند: دعای مکارم‌الاخلاق از دعاهای بسیار مؤثر و سازنده‌ای است که در صحیفه سجادیه قرار دارد و دعای بیستم این کتاب به شمار می‌رود. این دعا مطالب فراوانی دارد که اگر ان‌شاءالله موفق شویم آن‌ها را بیان کنیم، می‌توانیم از معارف ارزشمند آن بهره‌مند شویم.

ایشان با اشاره به شرایط اجتماعی دوران امام سجاد(علیه‌السلام) ادامه دادند: امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) در دوره‌ای زندگی می‌کردند که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در میان مردم، حتی در نگاه مخالفان، جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده بودند؛ زیرا شهادت امام حسین(علیه‌السلام) تأثیر بسیار منفی بر نگاه مردم به امویان و حکومت‌های آنان گذاشته بود. مردم با خود می‌اندیشیدند که این حکومت‌ها تا چه اندازه از مسیر صحیح انسانی و اخلاقی فاصله گرفته‌اند که خاندان رسالت را به آن شکل به شهادت می‌رسانند، سرهای شهدا را از تن جدا می‌کنند و زنان را به اسارت می‌برند.

این مرجع تقلید افزودند: این حوادث تأثیر نامطلوبی بر نگاه جامعه اسلامی به حکومت اموی گذاشته بود. در واقع، مردم به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) گرایش پیدا کرده بودند و جایگاه اجتماعی آنان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته بود. البته اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از ابتدا دارای مقام الهی بودند، اما پس از واقعه عاشورا، اقبال عمومی به آنان نیز افزایش یافت.

ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

* جایگاه اجتماعی امام سجاد(ع) پس از واقعه عاشورا

حضرت آیت‌الله سبحانی برای تبیین جایگاه امام سجاد(علیه‌السلام) در جامعه آن روز، به ماجرای استلام حجرالاسود اشاره کردند و گفتند: برای مثال، هنگامی که امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) می‌خواستند حجرالاسود را استلام کنند، با وجود ازدحام فراوان جمعیت، مردم برای ایشان راه باز می‌کردند. در همان زمان، هشام بن عبدالملک نیز در آنجا منتظر بود تا برای استلام حجرالاسود راهی برای او باز کنند، اما مردم به او اجازه نمی‌دادند. هنگامی که امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) وارد شدند، مردم کنار رفتند و ایشان توانستند حجرالاسود را استلام کنند.

ایشان ادامه دادند: حاضران از هشام پرسیدند که این شخص کیست؛ اما او خود را به ناآگاهی زد و گفت که او را نمی‌شناسد. در آن مجلس، فرزدق حضور داشت و در معرفی امام، اشعاری سرود که جایگاه ایشان را به‌خوبی بیان می‌کرد. از جمله در وصف آن حضرت گفت: «هذا الَّذی تَعرِفُ البَطحاءُ وَطأَتَهُ * وَالبَیتُ یَعرِفُهُ وَالحِلُّ وَالحَرَمُ» این شخص کسی است که سرزمین بطحا، خانه خدا، محدوده حرم و بیرون از حرم او را می‌شناسند. در واقع، فرزدق با این اشعار بر جایگاه شناخته‌شده امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) تأکید کرد.

حضرت آیت الله سبحانی خاطرنشان کردند: پس از آنکه حکومت از شاخه سفیانی امویان و دوران یزید به شاخه مروانی منتقل شد و عبدالملک مروان به حکومت رسید، امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) همچنان جایگاه ویژه‌ای در میان مردم داشتند و در همان شرایط، فعالیت‌های خود را در عرصه امامت و جهاد ادامه می‌دادند.

* گسترش معارف دینی از مسیر دعاهای امام سجاد(ع)

این مرجع تقلید با اشاره به یکی از فعالیت‌های مهم امام سجاد(علیه‌السلام) اظهار داشتند: یکی از فعالیت‌های مهم ایشان، مجموعه دعاهایی بود که تنظیم می‌کردند و در اختیار شاگردان خود قرار می‌دادند. امام این دعاها را به شاگردانشان آموزش می‌دادند و این معارف از طریق آنان در جامعه گسترش می‌یافت و بر مردم تأثیر می‌گذاشت. البته امام از همین مسیر می‌توانستند به حقایق و واقعیت‌های موردنظر خود نیز بپردازند و معارف دینی را در جامعه گسترش دهند.

ایشان افزودند: محور اصلی بسیاری از دعاهای امام سجاد(علیه‌السلام)، تربیت انسان عارف است؛ البته منظور از عارف، صرفاً معنای اصطلاحی این واژه در میان گروه‌های مختلف نیست، بلکه مقصود انسانی است که حقیقتاً خداشناس و آشنا با انبیا باشد و در کنار این شناخت، به اخلاق حسنه نیز آراسته شود. تمام دعاهایی که در این مجموعه وجود دارد، در راستای همین هدف قرار گرفته‌اند: تربیت انسان عارف و پرورش انسان کامل به معنای واقعی کلمه.

معظم له با بیان این که این فعالیت، خود خدمت بزرگی بود که امام سجاد(علیه‌السلام) در آن دوران انجام دادند؛ اما فعالیت‌های ایشان به این حوزه محدود نمی‌شد و اقدامات دیگری نیز در زندگی آن حضرت دیده می‌شود، گفتند: امام سجاد(علیه‌السلام) به فقرا و نیازمندان رسیدگی می‌کردند، به پرسش‌های مردم پاسخ می‌دادند و خدمات اجتماعی دیگری نیز انجام می‌دادند که در گزارش‌های مربوط به زندگی ایشان آمده است.

* امام سجاد(ع) شخصیتی توانا و برخوردار از روحیه خدمت بودند

حضرت آیت‌الله سبحانی با تأکید بر ضرورت شناخت صحیح شخصیت امام سجاد(علیه‌السلام) بیان کردند: نباید تصور کنیم که امام، شخصیتی ناتوان یا ضعیف بودند. گاهی برخی از منبری‌ها از تعبیری مانند «امام تب‌دار» استفاده می‌کنند؛ اما این تعبیر، اگر به‌گونه‌ای بیان شود که تصویری از ضعف و ناتوانی امام ارائه دهد، تعبیر مناسبی نیست. امام سجاد(علیه‌السلام) شخصیتی توانا، رشید و برخوردار از قدرت و استقامت بودند. ایشان شب‌ها مقداری غذا را بر دوش می‌گذاشتند و به خانه نیازمندان می‌بردند. چنین کاری از یک انسان ناتوان ساخته نیست؛ بلکه نشان‌دهنده توانایی، روحیه خدمت و اهتمام ایشان به دستگیری از نیازمندان است. امام این کار را به‌گونه‌ای انجام می‌دادند که ریا و خودنمایی در آن راه نداشته باشد.

ایشان افزودند: اگر بتوانیم دعای مکارم‌الاخلاق را به‌درستی بیان و تبیین کنیم، شاید بتوانیم بخشی از اخلاق و سیره امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) را برای دوستان و مخاطبان بازگو کنیم و آنان را با این معارف ارزشمند آشنا سازیم.

* آغاز دعای مکارم‌الاخلاق با صلوات بر پیامبر و خاندان ایشان

حضرت آیت‌الله سبحانی در ادامه، بحث اصلی خود را با بیان نخستین عبارت دعای مکارم‌الاخلاق آغاز کردند و گفتند: نخستین عبارت این دعا چنین است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ، وَاجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ، وَانْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّاتِ...» امام سجاد(علیه‌السلام) دعای خود را با صلوات آغاز می‌کنند. در واقع، تمام ادعیه آن حضرت با صلوات شروع شده است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که چرا امام دعا را با صلوات آغاز می‌کنند؟

ایشان با بیان این که در روایات آمده است که هیچ دعایی مانند صلوات نیست که این دعا رد نمی‌شود؛ زیرا صلوات دعایی است که خداوند آن را می‌پذیرد. هرکس بگوید «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، خداوند این دعا را می‌پذیرد، خاطرنشان کردند: صلوات دعایی است که رد نمی‌شود و در روایات نیز بر این موضوع تأکید شده است. حال اگر انسان پس از فرستادن صلوات، حاجت خود را از خداوند بخواهد، چه اتفاقی می‌افتد؟

این مرجع تقلید افزودند: در روایت آمده است که اگر انسان دعای خود را با صلوات آغاز کند و پس از آن حاجتش را بخواهد، خداوند می‌فرماید: شایسته نیست دعای نخست را بپذیرم و دعای دوم را رد کنم؛ زیرا دعای نخست را پذیرفته‌ام و مقتضای رأفت و رحمت الهی آن است که دعای بعدی را نیز مورد پذیرش قرار دهم. بنابراین، صلوات در آغاز دعا، جایگاه ویژه‌ای دارد و می‌تواند مقدمه‌ای برای درخواست حاجت از خداوند باشد؛ زیرا انسان دعای خود را با ذکری آغاز می‌کند که در روایات، بر پذیرش آن تأکید شده است.

ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

* تفاوت صلوات بر پیامبر اکرم(ص) با تعابیر قرآنی درباره دیگر پیامبران

معظم له با اشاره به تفاوت صلوات بر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با تعابیری که درباره دیگر پیامبران به کار می‌رود، اظهار داشتند: نکته دیگری که در این زمینه باید به آن توجه کرد، تفاوت صلوات بر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با تعابیری است که درباره دیگر پیامبران به کار می‌رود. در قرآن کریم می‌خوانیم: «سَلَامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ» و «سَلَامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ» و نیز «سَلَامٌ عَلَی إِلْ یَاسِینَ». اما هنگامی که سخن از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به میان می‌آید، موضوع با دیگر پیامبران تفاوت پیدا می‌کند. خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ».

ایشان افزودند: در این آیه، خداوند از صلوات خود و فرشتگان بر پیامبر سخن می‌گوید و سپس در ادامه آیه، مؤمنان را نیز به صلوات فرستادن بر ایشان دعوت می‌کند. در نتیجه، صلوات بر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با تعابیری که درباره دیگر انبیا آمده است، تفاوت دارد. در مورد دیگر پیامبران، تعابیری مانند «سلام بر ابراهیم» به کار رفته است؛ اما درباره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، خداوند می‌فرماید که خود و فرشتگانش بر پیامبر صلوات می‌فرستند و از مردم نیز می‌خواهد که از این فرمان الهی پیروی کنند. این موضوع، بیانگر جایگاه ویژه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و تفاوت مقام ایشان با دیگر پیامبران در این زمینه است.

* تأکید بر کیفیت صلوات تعلیم‌داده‌شده از سوی پیامبر اکرم(ص)

حضرت آیت‌الله سبحانی با اشاره تغییر در کیفیت صلوات پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفتند: متأسفانه پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، امویان، مروانیان و عباسیان در کیفیت صلوات نیز دست بردند و تغییراتی در نحوه بیان آن ایجاد شد. کیفیت صلوات تعلیم‌داده‌شده از سوی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در صحیح بخاری و شاید صحیح مسلم نیز نقل شده است.

ایشان ادامه دادند: در این روایات آمده است که از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: «یَا رَسُولَ اللَّهِ، کَیْفَ نُصَلِّی عَلَیْکَ؟» پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در پاسخ، کیفیت صلوات را چنین تعلیم دادند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.» این عبارت در صحیح بخاری نقل شده است و بر اساس آن، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کیفیت صلوات را با ذکر نام و جایگاه خاندان خود تعلیم داده‌اند. بنابراین، صلوات بر محمد و آل محمد، همان کیفیتی است که در روایت از خود پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است.

این مرجع تقلید با بیان این که در کتاب‌های اهل سنت، در بسیاری از موارد، عبارت «صلی‌الله‌علیه‌وآله» دیده نمی‌شود، تصریح کردند: در کتاب‌هایی که در مصر و دیگر مناطق چاپ شده‌اند، غالباً عبارت «صلی‌الله‌علیه‌وسلم» به کار می‌رود. حتی در مواردی که نام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) آورده می‌شود، نام اصحاب نیز به آن افزوده می‌شود؛ برای مثال، گفته می‌شود: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و اصحابه» یا عبارت «و علی آله و اصحابه» به کار می‌رود تا اهل‌بیت و اصحاب در کنار یکدیگر قرار گیرند.

ایشان در ادامه به نامه‌نگاری خود با یکی از علمای اهل سنت اشاره کردند و اظهار داشتند: در قطر، فقیهی عالی‌مقام حضور دارد به نام حاج شیخ علی قره داغی که من با ایشان نامه‌نگاری کرده‌ام. ایشان از جمله افرادی است که در جریان جنگ آمریکا با ایران، به همراه پنجاه نفر از علمای اهل سنت، فتوای جهاد علیه آمریکا صادر کردند. چنین شخصیتی از جایگاه علمی و دینی برخوردار است.

حضرت آیت الله سبحانی با بیان این که قره داغ هم در کشور آذربایجان وجود دارد و هم در کشور عراق؛ شخصی که موردنظر من است، عراقی است، ادامه دادند: من برای ایشان نیز نامه نوشتم و تأکید کردم که شما باید با بدعت‌ها مقابله کنید. بدعت موردنظر در اینجا آن است که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در پاسخ به پرسش مردم درباره کیفیت صلوات، یعنی «کَیْفَ نُصَلِّی عَلَیْکَ؟»، عبارت «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ» را تعلیم داده‌اند؛ اما در برخی کتاب‌ها و متون، این عبارت به شکل دیگری نقل می‌شود یا نام اهل‌بیت در کنار نام اصحاب قرار می‌گیرد.

ایشان ادامه دادند: در نامه‌ای که در پاسخ به من نوشته شد، تأکید شده بود که سخن من درست است و دو روایت صحیح وجود دارد که همین کیفیت صلوات را، مطابق آنچه بیان کرده‌ام، از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کنند. بنابراین، به‌تدریج باید با این بدعت‌ها مقابله کنیم و کیفیت صلوات تعلیم‌داده‌شده از سوی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را احیا کنیم.

این مرجع تقلید افزودند: این موضوع، مسئله‌ای مهم و دارای جایگاهی بزرگ است. ان‌شاءالله حق را با دعا و صلوات بیان می‌کنیم. تمام دعاهای امام علی بن الحسین(علیه‌السلام)، حتی دعای مکارم‌الاخلاق و دعای مرضی‌الافعال، با صلوات آغاز شده‌اند.

* «ایمان مرا به کامل‌ترین مرتبه ایمان برسان»

حضرت آیت‌الله سبحانی در ادامه، به فراز بعدی دعای مکارم‌الاخلاق پرداختند و گفتند: امام سجاد(علیه‌السلام) پس از صلوات، دعای خود را ادامه می‌دهند و می‌فرمایند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ.» یعنی: خدایا، بر محمد و آل محمد درود بفرست و ایمان مرا به کامل‌ترین مرتبه ایمان برسان. نخستین درخواستی که امام سجاد(علیه‌السلام) در این دعا مطرح می‌کنند، این است که خداوند ایمان ایشان را به مرتبه کمال برساند.

ایشان خاطرنشان کردند: از این عبارت معلوم می‌شود که ایمان دارای درجات و مراتب مختلف است و تنها به یک درجه محدود نمی‌شود. وقتی امام می‌فرمایند: «وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ»، روشن می‌شود که ایمان می‌تواند از مرتبه‌ای به مرتبه بالاتر برسد و انسان باید در مسیر تکامل ایمان حرکت کند.

این مرجع تقلید با اشاره به مراتب ایمان اظهار داشتند: غالباً گفته می‌شود «اصول الاسلام ثلاثة الاقرار بالله و الاقرار بالرسول والاقرار بالمعاد» که اصول اسلام سه چیز است: اقرار به خداوند، اقرار به پیامبر و اقرار به معاد. این مطلب را قبول داریم؛ اما چنین مرتبه‌ای، درجه‌ای ابتدایی از ایمان است و ایمان به همین مقدار محدود نمی‌شود. در مرتبه بالاتر، «والقیام بالاعمال»؛ عمل نیز باید به ایمان ضمیمه شود. اگر عمل در کنار ایمان قرار نگیرد، ایمان انسان خشک و ناقص خواهد بود.

معظم له ادامه دادند: در برخی روایات، از جمله در کتاب عیون أخبار الرضا، آمده است: «الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَإِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَعَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ.» بر اساس این روایت، ایمان عبارت است از شناخت قلبی، اقرار زبانی و عمل با اعضا و جوارح. این روایت در جلد نخست کتاب عیون أخبار الرضا، صفحه ۱۳۶، نقل شده است. بنابراین، انسان باید در کنار شناخت و معرفت قلبی، به زبان نیز اقرار کند و در عمل نیز به آموزه‌های اسلام پایبند باشد. عمل به ارکان اسلام باید به‌گونه‌ای باشد که انسان تا آخرین مرحله توان و ظرفیت خود، در جزئیات نیز به دستورات دینی عمل کند.

حضرت آیت الله سبحانی ادامه دادند: وقتی امام سجاد(علیه‌السلام) از خداوند می‌خواهند که ایمان ایشان را به کامل‌ترین مرتبه برساند، مقصود تنها اقرار به خداوند، پیامبر و معاد نیست؛ بلکه ایمان باید در معرفت قلبی، اقرار زبانی و عمل به ارکان دین به کمال برسد.

ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

* پیوند ایمان و عمل صالح در قرآن کریم

این مرجع تقلید با اشاره به تأکید قرآن کریم بر همراهی ایمان و عمل صالح گفتند: قرآن کریم نیز بر پیوند ایمان و عمل صالح تأکید می‌کند و در آیات متعددی، این دو را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد: «الا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ». بر اساس این تعبیر قرآنی، ایمان و عمل صالح در کنار یکدیگر مطرح شده‌اند. ایمان، مرتبه‌ای ابتدایی دارد و عمل صالح باید به آن ضمیمه شود تا انسان بتواند در مسیر رشد و کمال حرکت کند.

ایشان با مطرح کردن این پرسش که آیا همین مقدار کافی است؟ آیا اگر انسان به خداوند، پیامبر و معاد اقرار داشته باشد و به دستورات دین نیز عمل کند، به بالاترین درجه ایمان رسیده است؟ گفتند: پاسخ این است که ایمان مراتب دیگری نیز دارد و انسان می‌تواند در مسیر شناخت و یقین، به درجات بالاتری دست پیدا کند.

* سه مرتبه یقین؛ علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین

حضرت آیت‌الله سبحانی برای تبیین مراتب بالاتر ایمان، به آیات سوره تکاثر اشاره کردند و گفتند: برای شناخت مراتب بالاتر ایمان، می‌توان به سوره تکاثر مراجعه کرد. خداوند در این سوره می‌فرماید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ.» این آیات به علم‌الیقین اشاره می‌کنند و نشان می‌دهند که یقین نیز دارای مراتب است. بنابراین، ایمان تنها در حد اقرار زبانی یا حتی شناخت و عمل ظاهری باقی نمی‌ماند؛ بلکه انسان باید در مسیر رسیدن به یقین و معرفت عمیق‌تر حرکت کند.

ایشان ادامه دادند: کامل‌ترین مرتبه ایمان، مرتبه‌ای است که انسان به درجه‌ای از یقین برسد که حقیقت عذاب و دوزخ برزخی را در همین جهان مشاهده کند؛ البته مقصود، مشاهده دوزخ آخرت نیست، بلکه مشاهده دوزخ برزخی است. در نتیجه، درخواست امام سجاد(علیه‌السلام) مبنی بر رساندن ایمان به کامل‌ترین مرتبه، به این معناست که انسان باید در مسیر تکامل ایمان حرکت کند و از مراتب ابتدایی شناخت و اقرار، به درجات بالاتر معرفت، یقین و عمل برسد.

ایشان خاطرنشان کردند: کامل‌ترین مرتبه ایمان، مربوط به کسانی است که حقیقت را به‌گونه‌ای درک می‌کنند که گاهی از همین جهان، شعله‌های دوزخ و چگونگی بهشت را مشاهده می‌کنند. این نیز یکی از مراتب ایمان است؛ هرچند مرتبه نهایی یقین به شمار نمی‌رود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ»، «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» و «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ». این آیات به مراتب یقین اشاره دارند. علما معمولاً یقین را دارای سه مرتبه می‌دانند: علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین.

معظم له افزودند: درباره آتش، گاهی انسان درباره آن می‌شنود که چیزی است که شعله دارد و گرما تولید می‌کند. در این مرحله، از طریق شنیدن و آگاهی یافتن، به وجود آتش علم پیدا می‌کند. در مرتبه دوم، انسان آتش را از نزدیک مشاهده می‌کند. این مرتبه را عین‌الیقین می‌نامند؛ یعنی انسان حقیقت را با چشم خود می‌بیند. اما حق‌الیقین در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد؛ برای مثال، انسان دست خود را به آتش نزدیک می‌کند و گرمای آن را لمس می‌کند. در این حالت، حقیقت آتش را نه‌تنها از طریق شنیدن یا مشاهده، بلکه با تجربه مستقیم درک می‌کند. بنابراین، می‌توان گفت علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین سه مرتبه متفاوت از شناخت و یقین هستند.

* درخواست برترین مرتبه یقین در دعای مکارم‌الاخلاق

حضرت آیت‌الله سبحانی با بازگشت به فرازهای دعای مکارم‌الاخلاق بیان کردند: امام سجاد(علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق می‌فرمایند: «وَبَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الْإِیمَانِ، وَاجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ.» در این عبارت، امام تنها به درخواست افزایش ایمان اکتفا نمی‌کنند، بلکه از خداوند می‌خواهند که یقین ایشان نیز به برترین مرتبه برسد.

ایشان تصریح کردند: انسان باید در مسیر ایمان و عمل، به مرتبه‌ای از قداست، تقوا و تهجد دست پیدا کند که پرده‌ها از برابر دیدگان او کنار بروند و حقایقی را درک کند که برای دیگران پوشیده است؛ تا آنجا که بتواند از همین جهان، حقایقی درباره دوزخ برزخی را مشاهده کند.

* توصیف امیرالمؤمنین(ع) از متقین؛ گویی بهشت و دوزخ را می‌بینند

این مرجع تقلید با اشاره به فرازی از نهج‌البلاغه اظهار داشتد: مردی از امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) درخواست می‌کند که متقین را برای او توصیف کنند. حضرت در پاسخ، به بیان ویژگی‌های پرهیزکاران می‌پردازند و در بخشی از این توصیف می‌فرمایند: «فَهُمْ وَالْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ، وَهُمْ وَالنَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ.» متقین چنان با بهشت و دوزخ ارتباط و آگاهی دارند که گویی آن‌ها را مشاهده می‌کنند؛ بهشت را می‌بینند، درحالی‌که اهل بهشت از نعمت‌های آن برخوردارند، و دوزخ را مشاهده می‌کنند، درحالی‌که عذاب‌شوندگان در آن گرفتار عذاب‌اند.

ایشان ادامه دادند: این بیان نشان می‌دهد که یکی از ویژگی‌های متقین، برخورداری از مرتبه‌ای بلند از ایمان و یقین است؛ مرتبه‌ای که در آن، پرده‌های غفلت کنار می‌روند و انسان حقایقی را درک می‌کند که از نگاه عادی پنهان هستند. البته انسان‌ها در شرایط معمول، این حقایق را مشاهده نمی‌کنند؛ زیرا حجاب‌هایی در برابر دیدگان آنان قرار دارد. اما برخی انسان‌ها با تهذیب نفس و پیمودن مراتب ایمان، به جایگاهی می‌رسند که این حجاب‌ها برای آنان کنار می‌رود.

* حکایت یکی از یاران امام صادق(ع) و مرتبه بالای اطمینان

حضرت آیت‌الله سبحانی در ادامه، به حکایتی درباره یکی از یاران خالص امام صادق(علیه‌السلام) اشاره کردند و گفتند: در روایت درباره یکی از یاران خالص امام صادق(علیه‌السلام) آمده است. نقل شده است که در حضور امام، تنوری روشن بود و حضرت به یکی از یاران خود فرمودند که وارد تنور شود. آن شخص بدون تردید برخاست، به‌سوی تنور رفت و درون آن نشست؛ اما آسیبی ندید و نسوخت. ایمانی که انسان را به مرتبه‌ای از یقین می‌رساند که رفتار او با محاسبات معمول و ظاهری متفاوت می‌شود.

* تهذیب نفس و چشم‌پوشی از لذت‌ها؛ زمینه‌ساز ارتقای ایمان

این مرجع تقلید با تأکید بر دشواری رسیدن به مراتب بالای یقین اظهار داشتند: در اینجا باید توجه داشت که رسیدن به چنین مرتبه‌ای آسان نیست. این مقام به تهذیب نفس، تهجد، تحمل دشواری‌ها، محرومیت‌های اختیاری و چشم‌پوشی از برخی لذت‌ها نیاز دارد. انسان باید از برخی خواسته‌های نفسانی خود صرف‌نظر کند تا زمینه رسیدن به مراتب بالاتر ایمان و یقین برای او فراهم شود. بنابراین، باید از خداوند بخواهیم که چنین ایمان و یقینی به ما عطا کند؛ ایمانی که صرفاً در حد ادعا و اقرار باقی نماند، بلکه در عمق جان انسان نفوذ کند و در رفتار و زندگی او اثر بگذارد.

حضرت آیت‌الله سبحانی در ادامه به نکته دیگری درباره ویژگی‌های متقین پرداختند که در سخنان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نیز آمده است. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ» اظهار داشت: یعنی آفریدگار در جان آنان بزرگ شده است و هرچه غیر از اوست، در نگاهشان کوچک جلوه می‌کند.

ایشان با بیان این که این عبارت به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان‌های متقی اشاره دارد، گفتند: عظمت خداوند در جان و روح آنان چنان جایگاهی پیدا می‌کند که امور دنیوی و مظاهر قدرت و ثروت، در برابر عظمت الهی ارزش و جلوه پیشین خود را از دست می‌دهند. در واقع، انسان متقی کسی است که خداوند در نظرش بزرگ است و غیر خدا در نگاه او کوچک جلوه می‌کند. تعبیر امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نیز دقیقاً همین معنا را بیان می‌کند: خداوند در جان و روان متقین عظمت دارد و هرچه غیر از اوست، در نگاه آنان کوچک است.

ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

* ایستادگی در برابر تهدید دشمن؛ جلوه‌ای از عظمت الهی

این مرجع تقلید در ادامه، به حکایتی از دوران حکومت مروانیان اشاره کردند و گفتند: در دوران حکومت مروانیان، زیاد بن ابیه در کوفه حضور داشت و یکی از یاران امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را برای کشتن احضار کرد. هنگامی که آن شخص را نزد خود فراخواند، آن مرد گفت که مولایم به من خبر داده است که تو مرا به این شکل به قتل خواهی رساند؛ دست‌وپایم را قطع خواهی کرد و مرا به دار خواهی آویخت. زیاد بن ابیه نیز در پاسخ گفت که اتفاقاً همه این کارها را انجام خواهد داد. نکته قابل توجه این حکایت آن است که آن مرد، حتی در برابر دشمن خود، از آینده‌ای که در انتظارش بود سخن می‌گفت و آنچه را از مولای خود شنیده بود، بیان می‌کرد.

ایشان افزودند: این نمونه را می‌توان در چارچوب بحث عظمت خداوند در جان متقین بررسی کرد، زیرا کسی که خداوند در نظرش بزرگ است، در برابر تهدیدهای دنیوی و قدرت ظاهری دشمنان دچار ترس و تزلزل نمی‌شود.

* بصیرت باطنی و پرهیز از تصرف در مال دیگران؛ حکایتی از آیت‌الله حائری

حضرت آیت‌الله سبحانی به حکایتی درباره مرحوم آیت‌الله حائری(ره) اشاره کردند و اظهار داشتند: نقل شده است که ایشان به باغی رفته بودند. چشمشان به انگورهای باغ افتاد و به خوردن انگور تمایل پیدا کردند. شخصی که متوجه این موضوع شده بود، از دیوار همسایه عبور کرد، مقداری انگور چید و آن را در برابر ایشان قرار داد، اما مرحوم آیت‌الله حائری حتی یک دانه از آن انگورها نخوردند. علت این رفتار چه بود؟ در این حکایت، علت را برخورداری ایشان از یقین و بصیرت باطنی دانسته‌اند؛ به این معنا که متوجه شدند انگورها متعلق به شخص دیگری است و برداشتن و خوردن آن‌ها بدون اجازه صاحب باغ جایز نیست. در نگاه ما، آنچه دیده می‌شود صرفاً چند خوشه انگور است، اما او به باطن و حقیقت آن توجه دارد.

* ضرورت حرکت مستمر از ایمان ابتدایی به مراتب بالاتر یقین

ایشان در جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده در این درس اخلاق بیان کردند: بنابراین، باید از خداوند بخواهیم همان‌گونه که امام علی بن الحسین(علیه‌السلام) در دعای مکارم‌الاخلاق درخواست می‌کنند، ایمان ما را نیز به کامل‌ترین مرتبه برساند و یقین ما را به برترین درجه یقین ارتقا دهد. امام سجاد(علیه‌السلام) با این دعا به ما می‌آموزند که انسان نباید به مرتبه‌ای از ایمان که در آن قرار دارد، بسنده کند؛ بلکه باید همواره در مسیر رشد، معرفت، تقوا و یقین حرکت کند.

ایستادگی در برابر تهدید دشمن جلوه‌ای از عظمت الهی است / دعای مکارم‌الاخلاق؛ برنامه‌ای برای تربیت انسان عارف

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha